تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و بهویژه شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی در جریان این تهاجم ددمنشانه، واکنشهای بینالمللی زیادی را برانگیخت. در این میان، واکنشها در شبهقاره هند که همسایه شرقی ایران یعنی پاکستان و هند به عنوان قدرت بزرگ منطقهای را شامل میشود، میتواند از جهات زیادی مهم و درخور تأمل ارزیابی شود.
تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی و متعاقب آن، انتشار خبر شهادت رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا با واکنش سریع و گستردهای در پاکستان مواجه شد. اسلامآباد در زمره نخستین کشورهایی بود که این تجاوز را محکوم کرد و مردم پاکستان بیشترین و شدیدترین واکنشها را به شهادت رهبر معظم انقلاب نشان دادند.
در سایه چنین شرایطی اپوزیسیون مخالف دولت با فراخوانی وزیر خارجه پاکستان به مجلس، عملکرد دولت در قبال این رخداد مهم منطقهای را ناکافی دانسته و زیرسؤال برد. اگر چه اسحاقدار در مجلس بر محکومیت شدید تهاجم به ایران و حمایت همهجانبه از تهران در برابر این تجاوز و همچنین حق مشروع ایران برای برخورداری از انرژی هستهای صلح آمیز تأکید کرد، اما روشن است که تداوم این دوگانگیها میتواند همچنان مسئلهای چالشبرانگیز برای دولت اسلامآباد باقی بماند. اینکه پاکستان از یکسو پیمان امنیتی دفاعی با کشوری همچون عربستان به امضا رسانده و از سوی دیگر، تجاوزات انجام گرفته به ایران از طریق پایگاههای آمریکایی مستقر در همین کشورها را محکوم میکند، خللی جدی را در راهبرد منطقهای این کشور بازنمایی میکند. همچنین شراکت با ترامپ در طرح صلح عجیب و غریب وی برای خاورمیانه، آن هم با اقدامات اخیر او در منطقه و بهویژه تجاوز آشکار اخیرش به ایران در همراهی با رژیمصهیونیستی، بدون تردید موجب میشود سیاستهای اسلامآباد نزد افکار عمومی داخلی این کشور و حتی در سطح منطقه، با سؤالات جدی مواجه شود.
از آن طرف اما در هندوستان سیاستهای این کشور در سالها و بهویژه ماههای اخیر در قبال منطقه خاورمیانه به شکلی کاملاً نامتوازن دنبال شده است. سفر مودی، نخستوزیر هند به تلآویو در اوج تنشها در منطقه و امضای پیمان دفاعی و راهبردی با رژیم صهیونیستی، آن هم در شرایط اشتراکات اقتصادی با ایران بهویژه در بندر چابهار، بهخوبی گویای این عدم توازن است. دقیقاً در همین چارچوب است که سکوت دولت مودی در قبال تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا بهشدت مورد انتقاد جناح اپوزیسیون هند قرار گرفته است. سونیا گاندی، رهبر فراکسیون کنگره با انتشار یادداشتی در این زمینه، تأکید میکند: «ترور رهبر یک کشور در حال انجام وظیفه، آن هم در میانه مذاکرات، شکاف عمیقی در روابط معاصر بینالمللی ایجاد میکند، اما فراتر از شوک این رویداد، آنچه به همان اندازه چشمگیر است، سکوت دهلینو است. سکوت دولت در این باره بیطرفی نیست، بلکه شانه خالی کردن از مسئولیت است».
خبرنگار: میراحمدرضا مشرف




نظر شما